.آوای صبر.

جویباران،گِل شد

و دگر سِحرِ زمان،باطل شد

زِ سر قلۀ کوه

که بخُفته ست کهن ابر سیه،بی باران

خسته مارِ دربند

به چمن آتش زد...

...

وه! عَدَن نام مرا می خوانَد

کهکشان،یاری کن!

گره بسته ست گلو

 و شکسته ست پرِ پروازم،

غافل از بغض فروخوردۀ یاسِ دلتنگ،

و به دور از غمِ نان،

«باید امشب بروم»

کهکشان،یاری کن!

بخششِ نابِ تورا می خواهم

ذره ای بیش نِیَم در کفِ تو

بوسه بر دستانت،

سرنوشتِ دگری در پیش است

بین!عَدَن نامِ مرا می خوانَد...

گِره بسته ست گلو

و شکسته ست پرِ پروازم

لیک،

باید بروم

«باید امشب بروم»

کهکشان،فَهمَم کُن!

تا که امشب بروم... .

24/1/89

*عَدَن:مقصود بهشتِ عَدن(با سکون«د») می باشد،که در اینجا به لحاظ حفظ وزن، به صورت عَدَن(با فتح«د») ذکر گردیده.

نوشته شده در پنجشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸٩ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ توسط سوزان نظرات () |

دل تَرَک

چشمان تَرَک

مغزم تَرَک

روح و جان و عشق و هستی هم، تَرَک

تو بمان تنها برایم در دَرَک

تو بمان سنگین صبورم،نَاتَرَک!

18/1/89

نوشته شده در چهارشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸٩ساعت ٧:٥٤ ‎ب.ظ توسط سوزان نظرات () |

تقدیم به (ناجیانِ شرافت)!

نجیب کاهنانِ شهر سوخته!

شریف مردانِ زمین زاده!

حریمِ رامشگرِ لولی

 حرامتان،

غلاف شمشیرتان

مهرِ

باکره راهبانِ خوابگاه خورشیدی،

حرامتان حریمِ مُطربِ زنگاری ... .

16/1/89

نوشته شده در دوشنبه ۱٦ فروردین ۱۳۸٩ساعت ۱:٢۸ ‎ب.ظ توسط سوزان نظرات () |

نرم بخواب وشیرین

شهبال کویری!

لبخند و نوازشِ پرهای صبوری

هدیه به چشمان کم تحملت

باران زا ترین بهار... .

14/1/89

نوشته شده در دوشنبه ۱٦ فروردین ۱۳۸٩ساعت ۱:٢٢ ‎ب.ظ توسط سوزان نظرات () |

بدنی سراپا رقصان،لبهایی خندان و چشم هایی شادان...

- سلام،بالاخره رسیدم،ره آوردی دارمت نازنین،می خواهم بگویم:_ _ _ _ _ _ _ _ _

- ..............

- آه،ببخشید،دوباره نشانه های نقشه را اشتباه خواندم.

بر می گردد ؛ بدنی رقصان،لبهایی خندان و چشم هایی..... .

15/1/89

نوشته شده در یکشنبه ۱٥ فروردین ۱۳۸٩ساعت ۱:٤٦ ‎ب.ظ توسط سوزان نظرات () |

زرین بازدمِ پُر بهانه!

آتشین تحفۀ

شرابِ تُهی جام

نوش باد،

گرمای دمت جاودانه... .

15/1/89

نوشته شده در یکشنبه ۱٥ فروردین ۱۳۸٩ساعت ۱:٤۱ ‎ب.ظ توسط سوزان نظرات () |

ندید و ندید و ندید...

......

چید و ریسید و بافید

برید و نادوخته پوشید

غُرید و درید و خندید

باز هم ندید و ندید... .

15/1/89

نوشته شده در یکشنبه ۱٥ فروردین ۱۳۸٩ساعت ۱:۳۸ ‎ب.ظ توسط سوزان نظرات () |

Design By : Mihantheme